خرید بک لینک

برف هفت تا کشته داده، مسئولای عزیز، یه فکت: اگه شما نکشید خدا میکشه. خلاصه که چند وقته دارید کم کاری میکنیدا، از ما گفتن بود. ^_^

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: سه شنبه 5 فروردين 1399 ساعت: 16:28

به نام خدا. او وبلاگ نویسی را از سن نه سالگی با بلاگفا آغاز کرده است – و به غیر آن در خانوادهای متوسط و مذهبی هم متولد شده است – این تمام چیزی است که از او میدانم. --- کامل بخوانید ---

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: سه شنبه 5 فروردين 1399 ساعت: 16:28

تصویر از: موزیک ویدئو The Human Race - اثر Three Days Grace قاف به من میگفت: «مشکل تو اینه که خیلی گاردهای سفت و محکمی داری. مشکل تو اینه که از خودت حرف نمیزنی. ولی الان که اسنیف کردی، انگار که گارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: يکشنبه 20 بهمن 1398 ساعت: 19:06

وقتی اعتراف میکنم و بیرون میریزم، یه حس خوب فوق العاده بهم دست میده :)

#آخیش

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: يکشنبه 20 بهمن 1398 ساعت: 19:06

دوستای من برای درس روستا یک، یه روستای قشنگ اطراف شهر کرد رو برای برداشت انتخاب کردن، یه قسمت از برداشتشون رو قبل از عید انجام دادن و قسمت دیگه رو برای این سمت سال گذاشتن. قرار بود که دیروز برن و من ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 8:11

وقتی که داشتم بعد از کلاس تربیت بدنی یک، از سالن ورزشی برمیگشتم روی زمین پیداش کردم. همه سوالای روش شبیه سوالای ادبیات فارسی کنکور بودن، دقیقا تو همون قالب: غلط املایی، شمارشی، سوالایی با دام تستی،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 8:11

اون شب هم نباید با داداشم گرم میگرفتم - نباید بیشتر از اون چیزی که تو دلم بود بهش میگفتم، بیشتر از میزانی که برام وقت میذاره براش وقت میذاشتم.

وقتی مامان بهم گفت که داداش قبل از پرواز به سوئد، پنج دقیقه توی فرودگاه باهاش اسکایپ کرده مدت زیادی ساکت موندم، واقعا برای من مهم نیست که دیگه داداش توی کدوم فرودگاهه، توی کدوم شهر اروپاست. داداش رفته؛ و وقتی هم که بود داداش من نبود - اون برادر کارشه، نه برادر من.


برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 8:11

هر روز بیشتر از اون چیزی که فکر میکنم میتونم یه بخشی از وقتم رو برای آدمای جدید، گذروندن وقت با آدمای دوست داشتنی قدیم و یاد گرفتن چیزای باحال صرف بکنم.

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 8:11

امین تا حالا به این فکر کردی، که ما آدما چقدر شکنندهایم؟ من - وقتی کنار چاله آسانسور ایستاده بودم - داشتم به افتادن فکر میکردم، اگه میافتادم استخون هر دو پام همون لحظه خورد میشد. زندگی ما آدمها به نخ بنده. یه اسکلت ظریف از جنس استخون تمام هیکل ما رو نگه میداره - یه اسکلت شکننده.

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 8:11

داداش از قبل یه سالگیاش دندون درآورد، آبجی قبل از چهار دست و پا راه رفتن رو یاد گرفت؛ و من؟ از نه ماهگی به حرف اومدم. میگن که خیلی شیرین زبون بودم و پر حرف، تا این که یه روز ترس از گربه زبونم رو بند آورد و لکنت زبون گرفتم. بالا و پایین داشته در تمام این سالها، و من؟ نه. بالا پایین نداشتم.

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 8:11

نمیدونم چرا. چرا نمیتونم کنارش بذارم؟ یه گوشه از قلبم، یه گوشه از ذهنم مونده و هیچ راهی هم برای بیرون انداختناش به ذهنم نمیرسه. دوست داشتم که طرحام رو با موضوع موسیقی و معماری کار بکنم، با چهار تا از آهنگهای بیتلز. از یه ماه قبل شروع کردم، ولی هنوز به نتیجه نرسیدم. باید کنارش بذارم و یادم نره که یه قسمت از کار معماری حجمه، پلان، نما، پرسپکتیو و... باقی چیزا هستن که باید روشون کار بکنم و موندن هنوز.

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 8:11

توی خوابم، داشتن میکردن همدیگه رو، یعنی مقدمات س.کس رو فراهم می کردن. یه آدم خارجی گوشه اتاق نشسته بود، نمیدونم چرا. رو به روش یه مانیتور شفاف بود، از اینایی که توی فیلمای علمی تخیلیه. دوست داشتم باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 8:11



حرف زدن فقط با زبون نیست، با نوشتن هم. اگه حرف مداد رو بفهمی، اگه حرف پاستل رو، اگه بتونی با قلم فلزی هم زبون بشی، از کلماتش لذت میبری و از کلماتت لذت میبره؛ و اون وقته که میتونه برای تو طراحی کنه - و همه اینا وقتی اتفاق میافتن که پی فهم زبونهای جدید باشی. مگه هنر چیزی به جز یاد گرفتن روزانه زبانهای جدیده؟


برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 8:11

مثل لذت نشستن زیر رواق..! : www.stoaa.blog.ir

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 8:11

نفرت و ترس، دوتا وزنهای هستن که روحت رو به سطح پست و خاکی زنجیر میکنن.

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: سه شنبه 13 فروردين 1398 ساعت: 0:40

صفحه بندی