گذشتههای تلخ، بی اعتماد به نفس زندگی کردن و زیستن بدون ارزش، باعث میشه که یه مرغ مقلد با چهرهی انسانی باشی، بدون هیچ احساساتی. و یه روز به خودت میای و میبینی که هیچ چیزی رو دوست نداری، از هیچ چیزی هم بدت نمیاد. هیچ چیز درست نیست و هیچ چیز غلط. میبینی که مترسک مزرعه زندگی خودت شدی، که کلاغهای ترس رو از روی گندما بپّرونی.
برچسب:
نویسنده: آروین اکبری