خرید بک لینک
با دوستم در پارک قدم میزدیم، یک کارگر جوان افغانی ناهار میخورد. در حالی که از کنارش عبور میکردیم سرم را پایین انداختم که راحت باشد. با مهربانی تعارف کرد: « بفرمایید ناهار! »
مات و مبهوت ماندم، جایی که یک کارگر ظرف کوچک غذای ساده اش را با دو رهگذر غریبه تقسیم میکند چه نام داشت؟
به گمانم آرمانشهر.

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 8:51

صفحه بندی