خرید بک لینک

چهارشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۱۷ ب.ظ


توی حیاط بودم و داشتم بندکفشم رو میبستم. یه صدایی اومد، سرم رو برگردوندم که ببینم چه خبره. دیدم یه گربه بالای در خونهمون نشسته و داره منو نگاه میکنه. من هم توی چشم هاش زل زدم و گفتم: « میو! »
موهای پشتش سیخ شد، و گفت: « مــــــــــیییوو! » و از بالای دیوار پرید پایین و به سرعت از خونه دور شد.
بهنظرم من بزرگترین گربهای بودم که توی زندگیش دیده بود :)

  • موافقین۰ مخالفین۰
  • ۹۶/۰۶/۰۸
  • آقای میم

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 15:12

صفحه بندی