خرید بک لینک

- امروز غروب بریم خرید.

+ نه!

- چیچی رو نه؟ چند روز دیگه باید بری دانشگاه!

+ خب چیکار کنم.

- باید وسیله بخری! دانشگاه که نمیتونی اینجوری بدون وسیله بری.

+ ایبابا! اصلا نمیرم دانشگاه دیگه فوقاش!

از شنیدن کلمهخرید، حالم بد می شود. اصلا حال و حوصله پول گرفتن از بابا را ندارم، دوست ندارم از بابا پول بگیرم. حاضرم از پولهای خودم خرج نکنم، ولی نگم: بابا پول بده.

+ صبر کن بابا از خواب بیدار بشه، بعد.
سر پنکه را که به سمت میزم بود، پایین میآورم. کف زمین ولو میشوم، بالشام را بغل میکنم و فکر میکنم، حال و حوصله هیچکاری را ندارم، حتی حال بستن دهن بازماندهام را هم ندارم: درهمپیچیده و افسرده.
نزدیک زمان پیادهروی همیشگیام میشود، لباس میپوشم و میروم.

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 10:16

صفحه بندی